محمد بن علي بن سليمان الراوندي

62

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى )

لو لا جرير و الفرزدق لم يدم * ذكر جميل من بنى مروان و نرى ثناء الرّوذكىّ مخلّدا * من كلّ ما جمعت بنو سامان و ملوك غسّان تفانوا « 1 » غير ما * قد قاله حسّان فى غسّان آن خسروان كه نام نكو كسب كرده‌اند * رفتند و ياذگار ازيشان جز آن نماند نوشين‌روان اگرچه فراوانش گنج بوذ * جز نام نيك از پس نوشين‌روان نماند « 2 » 37 پس به حكم اين مقدّمات در سنهء تسع و تسعين و خمس ماية مصنّف و مؤلّف اين كتاب محمّد بن على بن سليمن الرّاوندى عمّره اللّه انديشه كرد كه چون خلود ذكر از تصنيف كتب است من نيز تصنيفى سازم و به قدر قوّت خويش كتابى پردازم كه امتداد مدّت روزگار آن را خلق نگردانذ و مسوّدهء آن تا قيامت بمانذ ، و چون روزگار چنانك عادت اوست بغيب ؟ ؟ ؟ غراب بسمع احباب رسانذ و كأس مالامال مرگ بچشانذ از من ياذگارى مانذ ، و چون تحصيل علوم در دولت آل سلجوق كرده بوذم و مشايخ و استاذان دعاگوى داعيان و هواخواهان ايشان بوذند و مدارس عراق و خيرات در آفاق ازيشان و بندگان ظاهر شذ خواستم كه اين كتاب بنام سلطانى سلجوقى باشذ ، اين مراد در قبضهء تعذّر مىبوذ و اين امنيّت روى نمىنموذ تا خذاوند عالم سلطان قاهر عظيم الدّهر غياث الدّنيا و الدّين ابو الفتح كيخسرو بن قلج ارسلان خلّد اللّه ملكه فتح انطاليه كرد « 3 » ، و آنچ هيچ پاذشاه را ميسّر نشذ از مصاف داذن و كشتن او را

--> ( 1 ) ن ا : تفانو ( 2 ) ر ك به لباب الالباب طبع ليدن ج 1 ص 13 ( 3 ) يعنى در سنهء 603 ، ر ك به شرح‌حال آن در تواريخ آل سلجوق طبع هوتسما ( Houtsma ) ج 3 ص 80 و ما بعد ،